X
تبلیغات
ایتالیا

ایتالیا

ایتالو کالوینو

ایتالو کالوینو (به ایتالیایی: Italo Calvino) ‏ (۱۵ اکتبر ۱۹۲۳ - ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۵) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان ایتالیایی قرن بیستم است. بسیاری از آثار وی به زبان فارسی ترجمه شده‌است. او نویسنده، خبرنگار، منتقد و نظریه‌پرداز ایتالیایی است که فضای انتقادی آثارش باعث شده او را یکی از مهم‌ترین داستان نویس‌های ایتالیا در قرن بیستم بدانند.




تولد: ۱۵ اکتبر ۱۹۲۳ سانتیاگو دِلاس وگاس کوبا
مرگ: ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۵ سیه‌نا ایتالیا
زمینه فعالیت: نویسنده
ملیت :ایتالیایی


زندگی

کالوینو در سانتیاگو دِلاس وگاس در کوبا به دنیا آمد پدر و مادرش هر دو گیاه‌شناس بودند و تأثیر آن‌ها در طبیعت‌گرایی آثار وی مشهود است. وی تا پنج سالگی در کوبا ماند، سپس به ایتالیا رفت و بیشتر زندگی خود را همان‌جا سپری کرد.

کالوینو تا هجده سالگی در سان‌رمو ماند، سپس، در سال ۱۹۴۱ به تورین رفت. در سال ۱۹۴۳ به نهضت مقاومت ایتالیا و بریگاد گاریبالدی، و پس از آن به حزب کمونیست ایتالیا پیوست،

کالوینو در سال ۱۹۴۷ با نوشتن پایان‌نامه‌ای دربارهٔ جوزف کنراد در رشتهٔ ادبیات از دانشگاه تورین فارغ‌التحصیل شد، و سپس به همکاری با روزنامهٔ محلی حزب کمونیست لونیتا پرداخت. در همین سال، پس از انتشار کتاب راه لانهٔ عنکبوت با مضمون نهضت مقاومت که برای او جایزهٔ ریچنه را به ارمغان آورد، با برخی مشاهیر ادبی ایتالیا از قبیل ناتالیا گینزبرگ و الیو ویتورینی آشنا شد. او در این سال‌ها با مجلات کمونیستی مختلفی همکاری می‌کرد.

کالوینو در سال ۱۹۵۰ به اتحاد جماهیر شوروی سفر کرد. یادداشت‌های این سفر در روزنامهٔ لونیتا چاپ شد و برای او جایزه به ارمغان آورد.[۱] در دههٔ پنجاه کالوینو به نوعی تخیل ادبی‌تر نزدیک به حکایت‌های پندآمیز گرایش پیدا کرد که در آن هجو اجتماعی و سیاسی با تفننی طنزآمیز همراه است. چند کتاب از جمله شوالیهٔ ناموجود و مورچهٔ آرژانتینی را منتشر کرد و با نشریات کمونیستی و مارکسیستی همکاری کرد، تا این که در سال ۱۹۵۷ به شکل غیرمنتظره‌ای از حزب کمونیست کناره‌گیری کرد و نامهٔ استعفایش در نشریهٔ «لونیتا» چاپ شد. کتاب بارون درخت‌نشین هم در همین سال منتشر شد.

به رغم سخت‌گیری‌های موجود در آن دوران برای ورود بیگانگان متمایل به دیدگاه‌های کمونیست، توانست با دعوت بنیاد فورد به آمریکا سفر کند و شش ماه آنجا بماند. کالوینو چهار ماه از این شش ماه را در نیویورک گذراند و به گفتهٔ خودش کاملاً تحت تأثیر دنیای جدید قرار گرفت. در این مدت با ایستر جودیت سینگر هم آشنا شد، که چند سال بعد در سفری به کوبا، در هاوانا با او ازدواج کرد. کالوینو در این سفر به زادگاهش کوبا نیز رفت و با ارنستو چه گوارا هم دیدار کرد.

کالوینو در طول دههٔ ۶۰ به همراه الیو ویتورینی نشریه ادبی منابو را منتشر کرد. از این دوره به بعد، کالوینو بی آن که از طنز دور شود و یا خوانش بسیار شخصی خود را از کلاسیک‌ها را منکر شده باشد، به داستان‌های مصور و علمی-تخیلی با ترکیب بندی شکل‌گرایانه روی آورد. در این زمینه می‌توان از «مارکو والدو»، «کمدی‌های کیهانی»، «کاخ سرنوشت‌های متقاطع» و «شهرهای نامرئی» نام برد. مرگ ویتورینی در سال ۱۹۶۶ ، روی کالوینو که یکی از معدود دوستان زندگیش را از دست داده بود تأثیر عمیقی گذاشت. پس از آن بود که سفرهای زیادی به پاریس داشت و با رولان بارت ملاقات کرد، و فعالیت‌هایی در زمینهٔ ادبیات کلاسیک در دانشگاه سوربن و دیگر دانشگاه‌های فرانسه انجام داد. به این ترتیب آثار چاپ شده از او در طول دههٔ هفتاد (از جمله «اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری») چاشنی یا درون‌مایه‌ای از ادبیات کلاسیک دارند.

ایتالو کالوینو در دهه۱۹۶۰ به زادگاهش کوبا برگشت و در هاوانا با ارنستو چه‌گوارا دیدار کرد. این نویسنده در اواخر دهه ۱۹۶۰ به همراه ویتورینی نشریه معتبر منابو را منتشر کرد و عضویت در کارگاه داستان‌نویسی (اولیپو) را پذیرفت و از این طریق با (رمون کنو) نیز آشنایی شد.

کالوینو از پایان همین دهه با حفظ سبک اصلی و طنز خاص خود روی به ادبیات علمی - تخیلی و فانتزی آورد داستان‌هایی چون مارکووالدو، کمدی‌های کیهانی و شهرهای نامریی را نوشت.

کالوینو در طول حیات ادبی خود در ژانرهای گوناگونی قلم زده‌است، داستان کوتاه ، رمان، مقاله و رساله علمی و ادبی نوشته و تحقیقات فراوانی کرده‌است. مشخصه بارزِ نوشته‌های او از هر سنخی که باشد (کالوینویی) بودن آنهاست چرا که سبک و سیاق خاص او در تمامی آثارش به چشم می‌خورد.

کالوینو نویسنده‌ای مبدع و نوآور است. خلاقیت او در قصه‌نویسی از موضوع داستان تا طرح و چگونگی پرداخت آن اعجاب‌آور است. رولان بارت او و بورخس را به دو خط موازی تشبیه کرده و از کالوینو به عنوان نویسنده پُست مدرن نام می‌برد. کالوینو نویسنده‌ای است که جایی چنان روشن همه‌چیز را به طنز می‌گیرد و جایی جهانی خلق می‌کند. سراسر ابهام و رمز و راز و از این رو بر غنای داستان می‌افزاید.

شروع فوق‌العاده کتاب (اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری) گویای تسلط و توانایی او بر شیوه‌های داستان‌گویی مدرن است: (تو داری شروع به خواندن داستانِ جدید ایتالو کالوینو می‌کنی، آرام بگیر، حواست را جمع کن و ...).

در دهه ۱۹۵۰ میلادی مطالعه بر روی افسانه‌های ایتالیایی را آغاز می‌کند که حاصل آن چاپ کتاب (افسانه‌های ایتالیایی) و همچنین تریلوژی معروف او: ویکنت شقه شده، شوالیه ناموجود، بارون درخت نشین اوج خلاقیت و پرواز فکری کالوینو در آثار تخیلی‌اش خواننده را حیران می‌کند. تسلط او در جمع مباحث علمی و جذابیت داستان‌نویسی راه‌ها و شیوه‌های نوین در چشم‌انداز ادبیات معاصر جهان خلق کرده‌است.

اومبرتو اکو نویسنده و اندیشمند هموطن کالوینو در مقاله‌ای تحتِ عنوان (نقش روشنفکران) از کتاب بارون درخت‌نشین و پرسوناژ اصلی آن به عنوان یکی از کلیدهای مهم درک مسئولیت روشنفکران نام می‌برد. و مطالعه آثار کالوینو را به همه توصیه می‌کند. غالب آثار مهم این نویسنده به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند.

در سال ۱۹۸۱ نشان افتخار فرانسه به او اعطا شد.


آثار
داستانی
۱۹۴۷ راه لانهٔ عنکبوت
۱۹۵۱ شوالیه ناموجود
۱۹۵۱ ویکنت دوشقه یا «ویکنت دو نیم‌شده» در فارسی ویکنت شقه‌شده، مترجم: بهمن محصص
۱۹۵۲ مورچه آرژانتینی ، مترجم: شهریار وقفی پور، ناشر: انتشارات کاروان
۱۹۵۶ افسانه‌های ایتالیایی،مترجم: محسن ابراهیم، ناشر: نیلا
۱۹۵۷ بارون درخت‌نشین، مترجم: مهدی سحابی ناشر: نگاه
۱۹۵۹ سه‌گانهٔ «نیاکان ما» (شامل شوالیه ناموجود، ویکنت شقه‌شده و بارون درخت‌نشین)
۱۹۶۳ مارکو والدو
۱۹۶۵ کمدی‌های کیهانی، مترجم: موگه رازانی، ناشر: کتاب نادر
۱۹۶۷ تی صفر
۱۹۶۹ کاخ سرنوشت‌های متقاطع
۱۹۷۲ شهرهای نامرئی
۱۹۷۹ اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری، مترجم: لیلی گلستان ناشر: آگاه
۱۹۸۳ آقای پالومار
۱۳۸۲ شاه گوش می‌کند ترجمه: فرزاد همتی و محمدرضا فرزاد انتشارات مروارید
غیر داستانی
شش یادداشت برای هزارهٔ بعدی
چرا باید کلاسیک‌ها را خواند، ترجمه آزیتا همپارتیان، انتشارات کاروان
او بر اثر خونریزی مغزی در سیه‌نا چشم از جهان فرو بست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۳/۸/۱۳۸۹ساعت ۲۰:۱۰ توسط سپنتا آریامهر دسته : شعر و هنر نظر(3)

رنزو پیانو

رنزو پیانو (در ایتالیایی: رنتسو Renzo Piano) معمار برجسته ایتالیایی ست.


اطلاعات شخصی                                                                                                                                     
تاریخ تولد: ۱۴ سپتامبر ۱۹۳۷ (سن:۷۳ سال)
محل تولد :محله پلیی , شهر جنوا
ملیت: ایتالیایی
فعالیت
پروژه‌های معروف ولت‌اشتادهاوس در کلن آلمان
جوای:ز جایزه معماری پریتزکر سال ۱۹۹۸
وب گاه رسمی 



زندگی نامه

در ۱۴ سپتامبر ۱۹۳۷ در شهر جنوا محله پلیی  به دنیا آمد.در مدرسهٔ ابتدایی چیزی نمانده بود که از مدرسه اخراج شود.


ابتدا برای تحصیل معماری به دانشگاه فلورانس رفت. در دورهٔ اشغال دانشگاه‌های ایتالیا بوسیلهٔ دانشجویان در میلان نزد فرانکو البینی به یادگیری عملی حرفهٔ معماری پرداخت. در ۱۹۶۴ تحصیلات خود را در رشتهٔ معماری در پلی‌تکنیک میلان با پایان نامه‌ای دربارهٔ ساختمانهای عربی در قسمتهای داخلی لیگوریا به پایان برد و به همکاری با استادش مارکو تسانوسو  پرداخت.

به لطف پدر، که مانند چهار عمو و برادرش همه پیمانکار ساختمانی بودند، بی درنگ امکان آشنایی با زندگی کارگاهی و تجربه حرفه‌ای را به دست آورد و اولین روابط حرفه‌ای خود را با مشتریان پایه گذاشت.

از ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ بین انگلستان و ایالات متحده در سفر بود تا تحصیلات خود را تکمیل کند.

در همین دوران با ژان پرووه (۱۹۰۱-۱۹۸۴) ، معمار فرانسوی آشنا می‌شود و دوستی پایدار و پر ثمری را با او آغاز می‌کند. ژان پرووه بعدها رییس ژوری گزینش طرح پروژهٔ مرکز پمپیدو شد.

از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۷ با ریچارد راجرز در طراحی مرکز پمپیدو همکاری داشت.


پروژه‌های به اتمام رسیده

ساختمانهای اداری B&B italia در نووه دراته، کومو (Novedrate, Como)
منازل شخصی در کوزاگو (Cusago)، میلان
مرکز فرهنگ و هنر جرج پمپیدو (Centre Pompidou) در پاریس آغاز از ۱۹۷۱
ساختمان تأسیسات شرکت اتومبیل سازی فیات در شهر تورینو ایتالیا
استادیوم فوتبال شهر باری ایتالیا
مرکز فرهنگ و هنر جرج پمپیدو (Centre Pompidou) در پاریس
فرودگاه شهر Osaka ژاپن
Potsdamer Platz پوتز دامر پلاتز در شهر برلین آلمان
مجموعه برج‌های سیدنی استرالیا
ساختمان مرکز علم و تکنولوژی ملی هلند در شهر آمستردام
ساختمان آکادمی علوم ایالت کالیفرنیا در سانفرانسیکو آمریکا
مجتمع ورزشی راوانا
ایستگاه مترو جنوا
پایانه مسافربری کانسای
مرکز طراحی مرسدس بنز در اشتوتگارت

در ضمن این معمار مشهور پروژه‌هایی نیز در دست اجراء دارد که مهم‌ترین آنها به گفته وی ساخت برج ۴۲۰ متری با گنجایش ۱۵۰۰۰ نفر بر روی رودخانه تایمز لندن می‌باشد که بلندترین برج اروپا خواهد بود و دارای موزه، مجموع هتل‌ها، واحدهای مسکونی و رستوران باشد.


ولت‌اشتادهاوس در کلن آلمان.عکس بزرگ





ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۲۴/۷/۱۳۸۹ساعت ۱۹:۴۳ توسط سپنتا آریامهر دسته : شعر و هنر نظر(4)

دینو بوتزاتی

دینو بوتزاتی (به ایتالیایی: Dino Buzzati) ‏ (۱۶ اکتبر ۱۹۰۶ - ۲۸ ژانویه ۱۹۷۲) نویسنده ایتالیایی.

تولد: ۱۶ اکتبر ۱۹۰۶ در سان پلگرینو از حوالی بلونو ایتالیا
مرگ: ۲۸ ژانویه ۱۹۷۲میلان
زمینه فعالیت: نویسنده
ملیت : ایتالیایی



معروفترین کتاب او رمان بیابان تاتارها (Il deserto dei Tartari) است که شهرت جهانی یافته است. از این کتاب فیلمی هم ساخته شده که فیلمبرداری آن در ارگ تاریخی بم در ایران صورت گرفته است.

دینو بوتزاتی نویسنده نامدار ایتالیایی در سال ۱۹۰۶ در شهر بلونو از شهرهای استان ونیز ایتالیا به دنیا آمد. اولین رمان بوتزاتی- «بارنابوی کوهستان‌ها»- نام این نویسنده را بر سر زبان‌ها انداخت.

در سال ۱۹۵۸ کتاب «شصت داستان» بوتزاتی جایزه معتبر استرکا را برای نویسنده به ارمغان می‌آورد و در سال ۱۹۶۰ رمان «تصویر بزرگ» به چاپ می‌رسد (که اولین رمان علمی- تخیلی در تاریخ ادبیات ایتالیا به حساب می‌آید).

داستان کولومبره در زمره بهترین داستان‌های کوتاه بوتزاتی است. تعداد زیادی از داستان‌های او توسط کارگردانان معاصر ایتالیا به صورت فیلم درآمده که برای نمونه می‌توان از فیلم‌های بارنابوی کوهستان به کارگردانی ماریوبرنتا، یک مورد بالینی (اوگوتونیاتزی) و صحرای تاتارها به کارگردانی والریو زورلینی نام برد. بسیاری از صحنه‌های فیلم صحرای تاتارها در ارگ بم فیلمبرداری شده بود.

پیشینه ترجمه‌های این نویسنده در زبان فارسی به دهه پنجاه باز می‌گردد که دو کتاب «تصویر بزرگ» ترجمه بهمن فرزانه و «بیابان تارتارها» ترجمه سروش حبیبی به چاپ رسید.در سال‌های اخیر نیز آثار این نویسنده به همت مترجمانی چون رضا قیصریه (سامر ۱۳۷۹)، مهشید بهروزی (صحرای تاتارها ۱۳۶۵)، محسن ابراهیم (برندهٔ جایزهٔ بنیاد بوتزاتی برای ترجمهٔ بیست داستان- شصت داستان- کولومبره و پنجاه داستان دیگر- صحرای تاتارها) به چاپ رسیده است.

سرانجام اینکه دینو بوتزاتی در سال ۱۹۷۲ در سن ۶۶ سالگی به علت ابتلا به سرطان لوزالمعده درگذشت.


آثار


صحرای تاتارها (1940) (Il deserto dei Tartari)
بارنابوی کوهستان‌ها (Barnabo delle montagne)
هفت فرستاده (I Sette Messaggeri) (1942)
مرده اشتباهی
"متاسفیم از ..."
راز جنگل کهن (1935) (Il segreto del Bosco Vecchio)
کولومبره
شصت داستان
یک مورد بالینی
تصویر بزرگ






 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۲۴/۷/۱۳۸۹ساعت ۱۹:۳۹ توسط سپنتا آریامهر دسته : شعر و هنر نظر(0)

گوگلیلمو مارکونی

گوگلیلمو مارکونی (به ایتالیایی: ‎Guglielmo Marconi‏)† (۲۵ آوریل ۱۸۷۴ - ۲۰ ژوئیه ۱۹۳۷) مهندس برق ایتالیایی و دریافت‌کننده جایزه نوبل بود که سیستم بی‌سیم تلگرافی یا همان رادیو را اختراع کرد. مارکونی رئیس فرهنگستان ایتالیا و عضو شورای عالی فاشیستی ایتالیا بود.



متولد: ۲۵ آوریل ۱۸۷۴بولونیا
مرگ: ۲۰ ژوئیه ۱۹۳۷رم
ملیت : ایتالیا
رشته فعالیت مهندس برق
دلیل شهرت :اختراع سیستم بی‌سیم تلگرافی یا همان رادیو را اختراع کرد.
جوایز: جایزه نوبل فیزیک


ابتدای زندگی


گوگلیلمو مارکونی در شهر بولونیای ایتالیا زاده شد . وی دومین پسر خانواده جوزپه مارکونی و آنی جیمسون که از خانواده‌های اشراف و متشخصین ایتالیا به شمار می‌رفتند ، بود . مادرش آنی دختر آندرو جیمسون از نوادگان دافنه در وکسفورد ایرلند برای خود تاریخچه بزرگی خانوادگی داشت.

مارکونی به طور خصوصی درس خواند و تحصیلاتش را زیر نظر آموزگاران کارکشته ایتالیایی در بولونیا و فلورانس ادامه داد . به عنوان یک پسربچه علاقه زیادی به فیزیک و علوم الکترونیکی داشت و کارها و پژوهش‌های کسانی مانند ماکسول ، هرتز و دیگران را بررسی و مطالعه می‌کرد.

در سال ۱۸۹۵ تجربیات و فعالیتهای آزمایشگاهی اش را در آزمایشگاه پدرش در پونتچیو شروع کرد جایی که اولین سیگنالها و نشانه‌های رادیویی تلگراف بی‌سیم را در فاصله یک و نیم مایلی مخابره کرد. در سال ۱۸۹۶ مارکونی تجهیزات آزمایشگاهی خود را به انگلیس آورد و در آنجا با سر ویلیام پریس مهندس الکترونیک اداره پست آشنا شد و بعد از یک سال حق ثبت امتیاز نخستین سیستم تلگراف بی سیم را دریافت کرد و این اختراع را به نام خود ثبت کرد.

تأسیس کمپانی مارکونی

یکی از دستگاه‌های فرستنده رادیویی مارکونی او با موفقیت تمام سیستم مخابره بی سیم خود را در لندن بین ایستگاه مخابراتی سالیزبوری و بریستول در معرض نمایش گذاشت و در ژولای ۱۸۹۷ کمپانی تلگراف بی سیم و سیگنال[۸] & [۹] را با مسوولیت محدود تأسیس کرد. این شرکت در سال ۱۹۰۰ به کمپانی تلگراف بی سیم مارکونی تغییر نام داد. در همان سال سیستم بی سیم خود را در حضور مقامات دولتی ایتالیا در اسپتزیا به معرض نمایش گذاشت. این نمایش در ایتالیا در فاصله ۱۲ مایلی انجام شد که رکوردی چشمگیر تا آن زمان بود.

در سال ۱۸۹۹ ارتباط تلگراف بی سیم میان دو کشور فرانسه و انگلیس برقرار شد. او ایستگاه‌های بی سیم ثابتی را در نیدلز ، ایسل آو ویت، بورن موث و پس از آن در هاون هتل، پول و دورست ایجاد کرد. وی همچنین در سال ۱۹۰۰ شماره مشهور ۷۷۷۷ را برای امتیاز مخابرات بی سیم هم فرکانس را به نام خود ثبت کرد.

یک فرضیه با اثبات تجربی

در دسامبر سال ۱۹۰۱ او توانست فرضیه امواج رادیویی که تحت تأثیر چرخش زمین و در مدار آن قرار نمی‌گرفتند را اثبات کند. او با بیان این فرضیه اقدام به مخابره کردن اولین سیگنالهای امواج رادیویی در اقیانوس اطلس میان پولدهو ، کورن وال و سنت جونز، نیوفوندلند به فاصله ۲۱۰۰ مایلی مخابره کرد.

سالهای ۱۹۰۲ تا ۱۹۱۲ او اختراعات دیگری را به ثبت رساند. در ۱۹۰۲ در طول سفر دریایی خود به فیلادلفیای آمریکا تأثیرات روشنایی روز و ارتباط مستقیم آن با ارتباطات و امواج بی سیم را کشف کرد و در همان سال امتیاز ردیاب مغناطیسی خود را که پس از آن تبدیل به گیرنده استاندارد امواج رادیویی شد ثبت نمود. این گیرنده برای سالهای طولانی یک الگوی استاندارد و جامع بود.


مخابره اولین پیام تلگرافی و امواج کوتاه

مارکونی به همراه همسر دوم و فرزندشان در دسامبر ۱۹۰۲ او اولین پیغام کامل تلگرافی را از ایستگاه‌هایی در گلاس بی ، نووا اسکوشیا و پس از آن کیپ کود و ماساچوست به پولدهو مخابره شد. این آزمایشات در سال ۱۹۰۷ در آیین گشایش نخستین سرویس بازرگانی آن سوی اقیانوس اطلس بین گالاس بی و کلیفدن ایرلند به اوج خود رسید.

این ماجرا پس از آن بود که نخستین سرویس همگانی تلگراف بی سیم در فاصله‌ای کوتاهتر میان باری در ایتالیا و آویداری در مونته‌نگرو برقرار شد.

مارکونی در سال ۱۹۰۵ امتیاز آنتن هوایی رادیویی را نیز به نام خود ثبت کرد. در سال ۱۹۱۴ به عنوان ستوان ارتش ایتالیا و پس از آن درسال ۱۹۱۶ در سمت ناخدای ناوگان ایتالیایی و سرکرده آنان، در ارتش خدمت کرد.

در سال ۱۹۱۷ او عضو هیئت اعزامی ایتالیا به آمریکا بود و در سال ۱۹۱۹ به عنوان نماینده تام‌الاختیار ایتالیا در کنفرانس صلح پاریس شرکت کرد. او نشان افتخار ارتش ایتالیا را به خاطر خدمت صادقانه به ارتش این کشور در سال ۱۹۱۹ دریافت کرده و طی سالهای خدمت در ارتش به پژوهش در مورد امواج کوتاه ادامه داد و اولین آزمایش‌ها پیرامون این امواج را به طور عملی انجام داد، در سال ۱۹۲۳ با همکارانش در انگلیس به آزمایش روی این سری از امواج پرقدرت میان ایستگاه رادیویی پولدهو و قایق تفریحی مارکونی که در آتلانتا و مدیترانه بود پرداخت.

پیشنهادات استفاده از این سیستم به معنای امپراتوری باشکوه ارتباطات بود که از سوی دولت انگلستان پذیرفته گشت و بدین ترتیب اولین ایستگاه ارتباطی میان انگلیس و کانادا در سال ۱۹۲۶ شکل گرفت و ایستگاه‌های بعدی متعاقباً در سالهای بعد اضافه شدند.

کشف امواج کوتاه


در سال ۱۹۳۱ مارکونی پژوهشهای گسترده خود را درباره انتشار گسترده امواج کوتاه از سر گرفت که نتیجه آن در سال ۱۹۳۲ در قالب اولین تلفن بی سیم که از امواج کوتاه الکترومغناطیسی بهره می‌برد ارائه داد که میان واتیکان رم و کستل گاندولفو، شهری که پاپ تابستانها در آنجا مستقر بود بکار گرفته شد. دو سال بعد در سستری لوانته امواج کوتاه رادیویی که برای هدایت کشتی کشف کرده بود را در برابر نیروی دریایی به معرض نمایش گذاشت. او پس از این اختراعات، مدرک دکترای افتخاری دانشگاه‌های بسیاری را در سراسر اروپا کسب کرد و در مجامع جهانی جوائز و افتخارات زیادی را به نام خود ثبت نمود که از میان آنها می‌توان به جایزه نوبل با مشارکت فردیناند برون در فیزیک در سال ۱۹۰۹، نشان آلبرت از جامعه سلطنتی هنری، نشان جان فریتز ، نشان کلوین و ... اشاره کرد.

او همچنین از طرف تزار روسیه نیز مفتخر به کسب عنوان شد و حتی از سوی سنت آن ، پادشاه ایتالیا به لقب فرمانده ارشد نایل آمد. بسیاری دیگر نیز در همان زمان به استعداد و نبوغ او واقف بودند. در ۱۹۱۴ او در مجلس سنای ایتالیا به مقام سناتوری رسید و در انگلستان به عنوان یک نجیب زاده در رویال ویکتورین به شهرت رسید و پس از آن در سال ۱۹۲۹ به عنوان موروثی مارچس دست پیدا کرد.

زندگی شخصی

در سال ۱۹۰۵ با بئاتریس اوبری دختر بارون چهاردهم اینچیگوئین ازدواج کرد . ازدواجی که تا ۱۹۲۷ بیشتر دوام نداشت و در همان سال با کنتس بتزی-اسکالی از شهر رم پیمان زناشویی بست . مارکونی از ازدواج اولش یک پسر و دو دختر داشت و از همسر دومش فقط صاحب یک دختر شد . تفریح او در زمان فراغتش شکار ، دوچرخه سواری و خودرورانی بود . وی در نهایت در ۲۰ ژوئیه ۱۹۳۷ در رم درگذشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۹/۷/۱۳۸۹ساعت ۲۲:۳۸ توسط سپنتا آریامهر دسته : معرفی ایتالیا نظر(4)

آنتونیو گرامشی

آنتونیو گرامشی (Antonio Gramsci) (۱۹۳۷-۱۸۹۱) نظریه‌پرداز مارکسیست، و از رهبران و بنیان‌گذاران حزب کمونیست ایتالیا بود.





زندگی


گرامشی در خانواده‌ای از طبقهٔ متوسط پایین، در آلس، واقع در جزیرهٔ ساردینیا،ایتالیا به دنیا آمد. در هنگام کودکی گاهی از مدرسه فرار می‌کرد تا کمک خرج خانواده‌اش باشد. وی به سبب قوزی که بر پشت داشت از سوی همکلاسان و دوستانش مورد آزار قرار می‌گرفت و همین باعث شد تا به انزوا پناه ببرد و به مطالعهٔ تاریخ و فلسفه بپردازد.

در نه سالگی دبستان را ترک کرد و به کار مشغول شد. بعداً مجدداً تحصیلات خود را در رشته زبان‌شناسی ادامه داد و از همین دوران رفت و آمد را به محافل سوسیالیست ایتالیا آغاز کرد. در ۱۹۱۶ در روزنامه آوانتی ارگان بعدی حزب کمونیست ایتالیا مشغول به کار شد. در همین سال‌ها و به‌دنبال پیروزی انقلاب در روسیه، ایتالیا نیز دستخوش نا آرامی شد و شورش معروف شهر تورین با خواست «صلح و نان» در گرفت. در ۱۹۱۹ و در کنگره بولونیا گرامشی خواهان آن شد که حزب سوسیالیست ایتالیا به انترناسیونال سوم که لنین بنیان گذاشته بود بپیوندد. در مارس ۱۹۲۰ کارگران فیات در تورین دست به اعتصاب بزرگی زدند. گرامشی ضمن پشتیبانی از اعتصاب، از موضع حزب سوسیالیست در این مورد بشدت انتقاد کرد. در ماه‌های اوت و سپتامبر همان سال اعتصاب گسترش یافت و کارخانه‌های تورین به اشغال کارگران درآمد که با تجربه شوراهای کارگری همراه بود. انتقادهای گرامشی به حزب سوسیالیست همچنان شدت گرفت تا سرانجام به انشعاب حزب در کنگره "لیوورنو" و تشکیل حزب کمونیست ایتالیا در ۱۹۲۱ انجامید. در ۱۹۲۳ به‌عنوان نماینده حزب کمونیست ایتالیا به مسکو رفت و در همانجا با یک دختر روس بنام جولیا شوخت ازدواج کرد. این دوران ضمنا دوران رشد فاشیست‌ها در ایتالیا و حملات آنان به کارگران بود. گرامشی در ۱۹۲۴ به نمایندگی پارلمان برگزیده شد و به ایتالیا بازگشت و در همان سال دبیر حزب کمونیست ایتالیا شد. در ۱۹۲۶ و طی اختلافاتی که درون حزب کمونیست ایتالیا پیش آمده بود، گرامشی از خط مشی تشکیل یک بلوک ضد فاشیست پشتیبانی می‌کرد و در همان سال در نامه‌ای به رهبری حزب کمونیست اتحاد شوروی خواهان آرام کردن اختلاف‌های درونی آن حزب شد.

او در سال ۱۹۲۶، بدلیل فعالیت‌های انقلابی زندانی شد و دادگاه حکومت فاشیست او را به ۲۰ سال زندان محکوم کرد. روز ۸ نوامبر ۱۹۲۶ گرامشی بازداشت و به زندانی در میلان منتقل شد. در دادگاه به بیست سال و چهار ماه زندان محکوم شد و در شرایطی که بشدت بیمار بود به زندان توری منتقل شد. از ۱۹۲۹ وسایل لازم برای کار و نگارش را در زندان بدست آورد و از همانجا نوشتن آثاری را شروع کرد که بعدها به "دفترها" و "نامه‌های زندان" گرامشی معروف شد. گرامشی از زندان نسبت به خط مشی چپ روانه انترناسیونال کمونیست که سوسیال دمکرات‌ها را "سوسیال فاشیسم" معرفی می‌کرد و سیاست "جبهه واحد" را کنار گذاشته بود، انتقاد کرد.

در ۱۹۳۲ بیماری گرامشی تشدید شد ولی مقامات اجازه انتقال او به بیمارستان را نمی‌دادند. در اکتبر ۱۹۳۳ و بر اثر یک مبارزه جهانی سرانجام گرامشی به یک درمانگاه منتقل گردید. سال بعد به بیمارستانی در رم منتقل شد. در ۲۱ آوریل ۱۹۳۷ گرامشی رسما آزاد اعلام شد. یک هفته بعد در ۲۷ آوریل آنتونیو گرامشی در همان روزی که برای بازگشت او به ساردینیا در نظر گرفته شده بود در سن ۴۶ سالگی درگذشت.

بنیتو موسولینی سیاست‌مدار بزرگ حزب فاشیست ایتالیا وی را مغز متفکر حزب کمونیست ایتالیا می‌شمرد و همو باعث شد تا گرامشی سالهای بسیاری را در زندان‌های رژیم فاشیستی به اسارت بگذراند.


آثار


دفترهای زندان گرامشی توسط خواهر زن او "تاتیانا شوخت" در محل امنی نگهداری شد. سپس به مسکو فرستاده شد و پس از پایان جنگ در اختیار پالمیرو تولیاتی دوست گرامشی و رهبر بعدی حزب کمونیست ایتالیا قرار گرفت. از او آثاری در زمینهٔ تئوریزه کردن مفاهیم کلیدی همچون هژمونی (چیرگی‌خواهی)، بنیان، روبنا، و جنگ قدرت به جا مانده است.

از جملهٔ آثار او می‌توان به این مختصر اشاره کرد:
رستاخیز (IL RISORGIMENTO)
گذشته و حال
روشنفکران
ماتریالیسم تاریخی
دفترهای زندان گرامشی



ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۸/۷/۱۳۸۹ساعت ۱۲:۳۱ توسط سپنتا آریامهر دسته : معرفی ایتالیا نظر(1)

سیلوانوس


سیلوانوس (به لاتین: «of the woods») از ارواح یا ایزدان رومی بود که دارای قیمومت یا سرپرستی شمرده می‌شدند. وی روح و یا خدای درختان (جنگل‌ها) و کشتزارها به‌شمار می‌آمد. به عنوان روح محافظت کننده از جنگل‌ها، وی دئوس سیلوستریس(deus sylvestris)، خوانده می‌شد و به ویژه بر روی گیاهان و روئیدنی‌های جنگلی ریاست داشت و بیش از هرچیز از رویش و رشد درختانی که بصورت وحشی و خودرو می‌روئیدند و رشد می‌کردند، لذت می‌برد. وی همچنین به عنوان ایزدی معرفی و توصیف شده‌است که نظاره‌گر و مراقب کشاورزان و مزارع کشاورزی بود و بخصوص آنان را در حفظ مرزهای مزارع [و جلوگیری از تخطی کشاورزان به حقوق و کِشتگاه‌های یکدیگر]، یاری می‌رساند. ظاهرا وی این ویژگی‌های خود را از سلوانس که یک خدای اتروسکی بود، به ارث برده بود.

سیلوانوس به عنوان خدایی که از گله‌های گاو حفاظت می‌کند، گرگ‌های درنده را از آنها دفع می‌نماید و قدرت باروریشان را فزونی می‌بخشد نیز، شرح داده شده‌است. ایالات هیگینوس، نخستین ایالتی محسوب می‌شود که سیلوانوس، از طریق نشانه‌گذاری با سنگ، مرز و محدوده کشتزارها آن را مشخص نمود. هر ملک یا کشتزار، برای خود سه سیلوانی داشت:
یک سیلوانوس دومستیکوس (در کتیبه‌ها با نام سیلوانوس لاروم و یا سیلوانوس سانکتوس ساکر لاروم، نامیده می‌شود)
یک سیلوانوس آگرستیس (همچنین با عنوان سالوتاریس نیز نامیده می‌شود)، که توسط چوپانان پرستش می‌شد، و

یک سیلوانوس اورینتالیس، که خداییست که بر آن نقطه‌ای ریاست می‌کند که در آن نقطه، ملک و دارایی آغاز می‌شود.از این روست که کلمه سیلوانی اغلب به مجموع این خدایان اطلاق می‌گردد.

شرح

سیلوانوس، خدای درختان و ناظر تبرتراشی یا تمیز کردن مزارع و حامی گله‌ها بود. سیلوانوس از خدایان معدود روستایی رومی بود که موقعیت خود را [در اعصار بعدی] حفظ کرد. در تندیس معروف او که در بریتیش میوزیوم لندن موجود است، ویژگی‌های پیش گفته مشاهده می‌شوند و چنین است که در این تندیس، درختی در دست چپ و قلابی در دست راست دارد و این دو با سرشت دوگانه او پیوند دارد.

مجسمه برنزی سیلوانوس، که مربوط به نوکرا در جنوب ایتالیا می‌باشد.






ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۸/۷/۱۳۸۹ساعت ۱۲:۲۵ توسط سپنتا آریامهر دسته : معرفی ایتالیا نظر(0)